مرتضى مطهري
276
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
حكيمانه بودن خلقت است . در اينجا در سه قسمت بايد بحث كنيم : اول ببينيم تعريف نظم چيست ؟ آن چيزى كه مىگويند اگر وجود داشته باشد دليل بر وجود صانع داناى تواناى شاعر عليم حكيم است چيست ؟ و چگونه دلالت دارد ؟ ثانياً آيا چنان نظمى كه مورد نظر است وجود دارد يا نه ؟ ثالثاً آيا قرآن به اين اصل استناد كرده يا نكرده است ؟ . نظم و ترتيب و اتقان صنع به معنى هدفى بودنِ مخلوقات است ، به معنى اين است كه اصل « براى » در خلقت حكمفرماست ( 1 ) و اشياء همان طورى كه رابطه اى با گذشتهء خود دارند كه آنها را مىراند ، رابطه اى با آينده دارند كه آنها را به سوى خود مىكشاند . البته مقصود اين نيست كه علت فاعلى و غايى از يكديگر جدا هستند مثل دو انسان كه يكى از جلو بكشد و ديگرى از پشت براند ، بلكه به اين معنى كه در خود فاعل غايت نيز مستتر است . در اصل علت غايى اين نكته را بايد در نظر بگيريم كه يك نوع انتخاب وسيله در كار است ، به عبارت ديگر انتخاب يك راه ميان چند راه در كار است . باز اين نكته را بايد در نظر بگيريم كه نقطهء مقابل هدفى بودن و نظم غايى داشتن طبيعت ، تصادفى بودن است . تصادفى بودن يعنى صدفه و اتفاق را معمولًا در دو مورد به كار مىبرند : يكى در مورد علت فاعلى كه البته چنين قولى طرفدار ندارد و هيچ فرد مادى طرفدار آن نيست ، و يكى به معنى علت غايى نداشتن و منظور نبودن نتيجه در ذات فاعل كه البته ماديين منكر نظم در عالم به اين معنى هستند . به عقيدهء آنها تمام انتظامات جهان معلول تغييرات تصادفى است ، مثلًا دندان به عقيدهء آنها يا پستان در پستانداران يا پرده هاى چشم در حيوان ، پيدايش همهء آنها معلول تغييرات تصادفى است . پس محل بحث معلوم شد .
--> ( 1 ) اين جهت با اصل هدايت مربوط مىشود نه با اصل نظم .